مدح و مناجات با حضرت معصومه سلاماللهعلیها
تو شعـرِ آمـده از آسـمـان، تو بـارانـی که مصرعی به زمین آمدی به مهمانی کویر، قبل تو با مرگومیر قافیه داشت سلام بر تو که این شعرِ مرده را جانی بمان و گرد و غـبار مـدیـنه را بتکـان تو سـهـمِ مـردمِ مـا از مـزار پـنـهـانی ببـخـش لـهـجـۀ مـا را سرِ تـلاوتتـان ای استخارۀ خـوب ای فـصیحِ قـرآنی! تو جان بخواه، که مهمانی و حبیبِ خدا که پـای هر نـفـسـت میدهـیـم قـربانی سـپـردهایـم گـدایـان صدا به در نـزنـند نشـسـتـهایـم درِ خــانــهات به دربـانـی مـراقـبـیـم که گـردی به چادرت نرسد به تارِ معـجـرتـان پـودی از پریـشانی مـراقـبـیـم نگـاهـی به سـمـتتـان ندود اگر چه چشمۀ پاکیست، چـشمِ ایرانی سـپـردهایـم بـه آتـش مـراقــبـت بــاشـد شنـیـدهایم برای که روضه میخوانی! |